تعطیلات عید فطر

تعطیلات عید فطر تصمیم گرفتیم که بریم مسافرت چند روزه
من وبابایی وارشیا /مامان جون وباباجون/خاله مهشیدوعمو حسن ویاسمن ویاسین/خاله افروز وعمو امید/(پسر خاله مامان وبابا ) یاسر وخانمش
همگی با هم همسفر شدیم تا بریم
بهشت گمشده شیراز -ابشار مارگون -سپیدان![]()
روز 4شنبه صبح زود حرکت کردیم ساعت 11 بهشت گمشده بودیم خیلی خیلی جای با صفا وقشنگی بود
جای همه خالی واقعا که بهشته .حسابی خوش گذشت وای از شلوغی
یه کار باحال که کرده بودن تخت های بزرگ وسط اب گذاشته بودن
ولی من دور تا دور تخت رو پشتی گذاشتم از ترس ارشیا همش هم تو حول و ولا بودم بابا ارش هم که همش میگفت نترس بیفته میپرم تو اب اخه شنا یادگرفتم واسه همینطور موقه ها!!!!!!!!!
شب روی همون تخت ها چادر زدیم خوابیدیم
![]()
فردا صبحش رفتیم به سمت سپیدان وابشارمارگون
تقریبا از 5 کیلومتری ابشار دیگه جا پارک ماشین نبود
از همونجا پیاده شدیم تا اینکه بابا جون یه ماشین که به سمت ابشار میرفت رو نگه داشت ارشیا وبابا ارش یاسین و باباجون با هاش رفتن بالا
یه خورده جلوتر امدیم خاله ها خسته شدن نشستن کنار جوب اب تا عمو امید بعد از باز شدن راه بره ماشینو بیاره
ولی مامانی زرنگ تر این حرفا بود به پیاده روی ادامه دادیم که مامان جون هم خسته شد یاسر هم واسش یه ماشین گرفت رفت بالا خلاصه که تا به بالا رسیدیمحدود 2 ساعت طول کشید وقتی هم رسیدیم بالا با با ارش تا زه داشت برمیگشت تا ماشینو بیاره ما هم که یه جا پارک خوب پیدا کرده بودیم همونجا وایسادیم تا بابا بیاد اونم که یکی دو ساعت تو ترافیک بود تا برسه
خیلی خیلی سرد بود همه لباس گرما رو پوشیدیم ![]()
![]()
شب همونجا خوابیدیم تو چادر فردا صبحش هم ساعت 7 رفتیم ابشار رو از نزدیک ببینیم ولی چون خیلی سرد بود بابا ارش فدا کاری کرد تو چادر پیش ارشیا موند تا ارشیا نخواد بیاد بالاسرما بخوره.
بعد از اینکه حسابی عکس گرفتیم یخ زدیم راه افتادیم به سمت دیار خودمان
![]()
راستی مموری دوربینه ویروسی شده به محضی که درست بشه عکسا رو میذارم


تعطیلات عید فطر
