ارشیا ارشیا ، تا این لحظه: 16 سال و 6 ماه و 21 روز سن داره

ارشیا نفس مامان وبابا

تعطیلات عید فطر

1390/6/14 14:41
نویسنده : مامان ساناز
1,444 بازدید
اشتراک گذاری

 

 

Orkut Myspace Welcome Scraps, Graphics and Comments

تعطیلات عید فطر تصمیم گرفتیم که بریم مسافرت چند روزه

من وبابایی وارشیا /مامان جون وباباجون/خاله مهشیدوعمو حسن ویاسمن ویاسین/خاله افروز وعمو امید/(پسر خاله مامان وبابا ) یاسر وخانمش

همگی با هم همسفر شدیم تا بریم

بهشت گمشده شیراز -ابشار مارگون -سپیدان

روز 4شنبه صبح زود حرکت کردیم ساعت 11 بهشت گمشده بودیم خیلی خیلی جای با صفا وقشنگی بود

جای همه خالی واقعا که بهشته .حسابی خوش گذشت وای از شلوغی

یه کار باحال که کرده بودن تخت های بزرگ وسط اب گذاشته بودن 

ولی من دور تا دور تخت رو پشتی گذاشتم از ترس ارشیا همش هم تو حول و ولا بودم بابا ارش هم که همش میگفت نترس بیفته میپرم تو اب اخه شنا یادگرفتم واسه همینطور موقه ها!!!!!!!!!

شب روی همون تخت ها چادر زدیم خوابیدیم

فردا صبحش رفتیم به سمت سپیدان وابشارمارگون

تقریبا از 5 کیلومتری ابشار دیگه جا پارک ماشین نبود

از همونجا پیاده شدیم تا اینکه بابا جون یه ماشین که به سمت ابشار میرفت رو نگه داشت ارشیا وبابا ارش یاسین و باباجون با هاش رفتن بالا 

یه خورده جلوتر امدیم خاله ها خسته شدن نشستن کنار جوب اب تا عمو امید بعد از باز شدن راه بره ماشینو بیاره

ولی مامانی زرنگ تر این حرفا بود به پیاده روی ادامه دادیم که مامان جون هم خسته شد یاسر هم واسش یه ماشین گرفت رفت بالا خلاصه که تا به بالا رسیدیمحدود 2 ساعت طول کشید وقتی هم رسیدیم بالا با با ارش تا زه داشت برمیگشت تا ماشینو بیاره ما هم که یه جا پارک خوب پیدا کرده بودیم همونجا وایسادیم تا بابا بیاد اونم که یکی دو ساعت تو ترافیک بود تا برسه

خیلی خیلی سرد بود همه لباس گرما رو پوشیدیم 

شب همونجا خوابیدیم تو چادر فردا صبحش هم ساعت 7 رفتیم ابشار رو از نزدیک ببینیم ولی چون خیلی سرد بود بابا ارش فدا کاری کرد تو چادر پیش ارشیا موند تا ارشیا  نخواد بیاد بالاسرما بخوره.

بعد از اینکه حسابی عکس گرفتیم یخ زدیم راه افتادیم به سمت دیار خودمان

 

 راستی مموری دوربینه ویروسی شده به محضی که درست بشه عکسا رو میذارم

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (11)

خاله ی امیرعلی
14 شهریور 90 20:27
همیشه به شادی و گردش خانمی
پس حسابی بهتون خوش گذشته جای ما خالی بود پس
میبوسمتووووووووووووووووووون
ارشیای شیرین زبون دوست دارم


عجب بوسی بود چسبید
مامان آبتین
14 شهریور 90 23:58
همیشه به سفر عزیزم منتظر عکسهاتون می مونیم راستی لینکتون کردم


ممنون
مامان ماهان عشق ماشین
15 شهریور 90 0:20
همیشه به شادی و گردش خانمی
پس حسابی بهتون خوش گذشته جای ما خالی بود


اره واقعا جاتون خالی بود
مامان شاینا
15 شهریور 90 15:05
همیشه به تفریح و شادی عزیزم
منتظر عکسها هستیم


مرسی
بردیا
15 شهریور 90 17:50
مرسی از تشویقتون.چه جایبا صفایی رفتین عکساش هم بذارید منتظریم


خواهش می کنم.حتما حتما
مامان ساينا
16 شهریور 90 13:37
هميشه به سفر
خاله افروز
25 شهریور 90 22:23
ارشیا جیگرتازه اسممو یادگرفتی وبه افروز میگی اتوز یا اپتوز منم کلی ذوقت میکنم 0عزیز دلم عاشقتم وارزوم خوشحال بودنته0


بوس
یاسمن
25 شهریور 90 22:29
ارشیاجون خیلی دوستت دارم
مامان آبتین
29 شهریور 90 14:47
خوشگل پسر چرا آپ نمی شی؟؟؟؟؟
لپ گلی
1 مهر 90 11:07
سلام عزیزم .چرا دیگه ما رو یادت رفت.


سلام
نه عزیزم یه مدت درگیر کارم بودم
حتما بهتون سر می زنم
یاسمن
10 مهر 90 14:32
ارشیا جون خیلی خیلی دووووووووووووووستتبعدشم به مامانیت بگوبه دوربینتون شربت سرماخوردگی بده تامن بتونیم عکس های بسرخاله امو ببینم